پيام
+
*من کويرم لب من تشنه ي باران علي ست*
*اين لب تشنه ي پر شور، غزلخوان علي ست*
*اين که گسترده تر از وسعت آفاق شده است*
*به يقين سفره ي گسترده ي دامان علي ست*
*منّت نان و نمک نيست سر سفره ي او*
*پس خوشا آن که در اين دنيا مهمان علي ست*

*ياسين*
91/5/19
2-زلال اندیشه
از دم صبح ازل نام علي را مي خواند/
دل که تا شام ابد دست به دامان علي ست
* هاتف *
پس خوشا آن که در اين دنيا مهمان علي ست